الشيخ أبو الفتوح الرازي

412

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

ناقه‌اى بود از سنگ برون ( 1 ) آورده ، تو نيز آيتى بيار تا ما تو را تصديق كنيم . رسول - عليه السّلام - گفت : چه آيت خواهى ( 2 ) : گفتند : اين كه كوه صفا براى ما [ با ] ( 3 ) زر كنى ، و جماعتى مردگان را زنده كنى ( 4 ) تا بر صدق تو گواهى دهند ، و جماعتى فرشتگان را از آسمان فرود آرى ( 5 ) تا بگويند كه تو رسول خدايى . رسول - عليه السّلام - گفت كه : گمان چنان است كه اگر من از خداى در خواهم خداى تعالى اجابت كند مرا به اين چيزها ، شما هم ايمان نيارى ( 6 ) . ايشان سوگندان گران خوردند كه ايمان آريم . صحابه گفتند : يا رسول اللَّه ! از خدا در خواه تا آن كه ايشان مىخواهند بدهد ، رسول - عليه السّلام - گفت : تا من با خداى مشورت كنم ، آنگه گفت : بار خدايا ! تو دانى كه اينان چه مىگويند . جبرئيل آمد و گفت : تو مخيّرى اگر خواهى بخواه تا بدهم ، و لكن پس از آن امهال نكنم اينان را بل عذاب استيصال كنم ، و اگر خواهى رها كن تا باشد كه قومى از اينان و از نسل و اولاد اينان باشند كه ايمان آرند . رسول - عليه السّلام - گفت : من صبر و امساك اختيار كردم ، خداى تعالى اين آيت فرستاد و در او بيان كرد كه : اينان هم ايمان نيارند با اين سوگند كه مىخورند ، گفت : سوگند خوردند به طاقت و غايت آنچه ممكن باشد كه به آن سوگند خورند ، كه اگر آيتى به ايشان آيد ايمان آرند . آنكه گفت : يا محمّد ! تو جواب ده ايشان را و بگو كه آيات به دست من نيست به امر خداست تا بر تو اقتراح نكنند . و قوله : * ( جَهْدَ أَيْمانِهِمْ ) * ، نصب است بر مصدر از فعلى محذوف ، أى حلفوا باللَّه و اجتهدوا جهدا في ايمانهم ، چنان كه طلبته جهدك و طاقتك ، أى تجهد جهدك و تطيق طاقتك . آنگه گفت : * ( وَما يُشْعِرُكُمْ ) * ، أى ما يعلمكم ، چنان كه ما گوييم : تو چه دانى و در حرف ابىّ آن است كه : و ما ادريكم . آنگه مفسّران و قرّاء خلاف كردند در آن كه خطاب : * ( وَما يُشْعِرُكُمْ ) * ، با كيست ؟ بعضى گفتند : خطاب با مشركان است كه سوگند

--> ( 1 ) . مج ، وز ، مت : بيرون . ( 2 ) . مج ، وز ، مت ، آج ، لب : خواهيد ، لت : مىخواهى . ( 3 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به وز ، لت افزوده شد . ( 4 ) . مج ، وز ، مت : كن . ( 5 ) . مج ، وز ، مت ، لت : آر . ( 6 ) . مج ، وز ، مت ، آج ، لب : نياريد .